سلام محله ۲۹| سلام محله؛ از پیشگیری اجتماعی تا توانمندسازی ملی

هرچه مردم یک محله بیشتر همدیگر را بشناسند به هم اعتماد کنند و در فعالیت‌های جمعی مشارکت داشته باشند، احتمال بروز جرم، اعتیاد، خشونت و انزوای اجتماعی کاهش می‌یابد.همین معنا در نظریه «کارآمدی جمعی» نیز دیده می‌شود.

اگر بپذیریم که بسیاری از آسیب‌های اجتماعی نه ناگهانی، بلکه تدریجی و انباشتی‌ هستند، آنگاه باید بپذیریم که نقطه مداخله نیز نه صرفاً در سطح مراجع قضایی و درمانی، بلکه در بطن محله‌ها ست؛ همان‌جایی که زندگی واقعی مردم جریان دارد.

«سلام محله» دقیقاً بر همین منطق استوار است یعنی:

تقویت پیوندهای اجتماعی برای پیشگیری از آسیب.

مهار بحران.

 توانمندسازی جامعه.

ادبیات علمی طی سه دهه گذشته به روشنی نشان داده است جوامعی که از سرمایه اجتماعی بالاتری برخوردارند، آسیب‌پذیری کمتری دارند.نظریه سرمایه اجتماعی که توسط "رابرت پاتنام" بسط یافته است، بر این نکته تأکید می‌کند که شبکه‌های اعتماد، هنجارهای همکاری و مشارکت داوطلبانه، توان حل مسائل جمعی را افزایش می‌دهد.

به بیان ساده‌تر، هرچه مردم یک محله بیشتر همدیگر را بشناسند، به هم اعتماد کنند و در فعالیت‌های جمعی مشارکت داشته باشند، احتمال بروز جرم، اعتیاد، خشونت و انزوای اجتماعی کاهش می‌یابد.همین معنا در نظریه «کارآمدی جمعی» نیز دیده می‌شود؛ مفهومی که پژوهش‌های "رابرت جی سامپسون" آن را برجسته کرد. او نشان داد حتی در محله‌های کم‌ برخوردار، اگر اعتماد متقابل و آمادگی برای مداخله اجتماعی وجود داشته باشد، نرخ جرم پایین‌تر است؛ یعنی آنچه یک محله را ایمن می‌کند، صرفاً درآمد نیست، بلکه انسجام و مسئولیت‌ پذیری اجتماعی است. «سلام محله» در عمل سازوکاری برای تقویت همین کارآمدی جمعی است؛ سازمان‌دهی داوطلبان، فعالان محلی و ظرفیت‌های مردمی برای مداخله زود هنگام پیش از آنکه آسیب به بحران تبدیل شود.

این تحلیل را می‌توان در چارچوب نظریه «همبستگی اجتماعی» "امیل دورکیم" نیز تعمیق کرد.

"دورکیم" نشان داد هر چه پیوندهای اجتماعی سست‌تر شوند، پدیده آنومی یا بی‌هنجاری گسترش می‌یابد و آسیب‌هایی چون جرم، خودکشی و فروپاشی اجتماعی افزایش پیدا می‌کند.سلامت محله‌ای دقیقاً در نقطه مقابل آنومی قرار دارد. وقتی سلامت را نه فقط در معنای زیستی، بلکه در ابعاد روانی، اجتماعی و معنوی آن در نظر بگیریم، درمی‌یابیم که سلامت اجتماعی پیوندها را تقویت می‌کند، سلامت روان احساس تعلق را افزایش می‌دهد و سلامت مشارکتی مسئولیت‌پذیری جمعی را فعال می‌کند.

در چنین وضعیتی، همبستگی از شکل منفعل به شکل فعال تبدیل می‌شود؛ یعنی افراد نه‌ فقط در کنار هم، بلکه برای هم زندگی می‌کنند.

«سلام محله» سازوکاری نهادی برای تقویت همبستگی ارگانیک در جامعه امروز ایران است؛ جامعه‌ای پیچیده که برای حفظ انسجام خود نیازمند شبکه‌های همکاری گسترده و پویاست.

در کنار این چارچوب نظری، مفهوم کنترل‌های اجتماعی نیز اهمیت می‌یابد. جامعه‌ شناسان میان کنترل رسمی، مانند قانون، پلیس و دادگاه و کنترل غیررسمی، مانند خانواده، همسایگان، شبکه‌های محلی و هنجارهای جمعی، تمایز قائل شده‌اند.تجربه‌ نشان می‌دهد هر چه کنترل‌های غیر رسمی قوی‌تر باشند، نیاز به مداخلات رسمی پرهزینه کاهش می‌یابد.

سلامت محله‌ای از طریق افزایش آشنایی و شناخت متقابل میان ساکنان، تقویت حضور اجتماعی در فضاهای عمومی و شکل‌گیری هنجارهای مشترک رفتاری، این نوع کنترل را تقویت می‌کند.

وقتی نوجوان در برنامه‌های محله مشارکت دارد، خانواده‌ها در نشست‌های گفت‌وگوی جمعی حضور می‌یابند و سالمندان در شبکه‌های داوطلبی فعال می‌شوند، نوعی نظارت اجتماعی طبیعی و حمایتی شکل می‌گیرد که پیش از آنکه آسیب، به مرحله قضایی برسد، آن را مهار می‌کند. به این ترتیب، سلامت اجتماعی به تقویت نظم اجتماعی نرم منجر می شود؛ نظمی مبتنی بر اعتماد و مشارکت، نه اجبار و تنبیه.

تجربه‌ جهانی نیز این رویکرد را تأیید می‌کند. در ایالات متحده آمریکا، برنامه‌های اجتماع‌ محور پس از مدرسه توانسته‌اند نرخ بزهکاری نوجوانان را کاهش دهند.در ژاپن، شبکه‌های داوطلبی محله‌ای نقش مهمی در حفظ نظم و امنیت محلی ایفا می‌کنند.در کشورهای اسکاندیناوی مانند سوئد، مدیریت محلی خدمات اجتماعی یکی از ابزارهای کاهش نابرابری و افزایش تاب‌آوری اجتماعی بوده است.

همچنین تجربه شوراهای محلی سلامت در سوئیس نشان می‌دهد مداخله پیشگیرانه در سطح محله از تبدیل مسائل اجتماعی به بحران‌های پرهزینه جلوگیری می‌کند.

«سلام محله» پیش از آنکه یک برنامه خدماتی باشد، یک سازوکار پیشگیری اولیه است. فعالیت‌های اجتماعی منظم (از آموزش مهارت‌های زندگی و برنامه‌های نوجوانان تا باشگاه‌های سالمندان و نشست‌های گفت‌وگوی خانوادگی) فرصت بروز رفتارهای پرخطر را کاهش می‌دهد.
این فعالیت‌ها سه کارکرد اساسی دارند،

افزایش نظارت اجتماعی غیررسمی،

کاهش انزوای افراد در معرض آسیب،

 ایجاد هویت مشترک محله‌ای.

در سطحی عمیق‌ تر، سلام محله ابزار افزایش تاب‌آوری اجتماعی است. تاب‌آوری یعنی توان یک جامعه برای پیشگیری، مقاومت سازگاری و بازسازی پس از بحران محله‌ای که شبکه ارتباطی فعال دارد، پیش از بحران با آموزش و آمادگی، احتمال بروز آسیب را کاهش می‌دهد؛ در حین بحران با بسیج سریع داوطلبان و حمایت روانی ـ اجتماعی، از گسترش آسیب جلوگیری می‌کند و پس از بحران با بازسازی سرمایه اجتماعی و بازگرداندن امید جمعی، روند ترمیم را تسریع می‌ کند.

تجربیات ملی ما در بحران‌های طبیعی، دوران کرونا و جنگ تحمیلی نشان داد که شبکه‌های محلی داوطلبانه مؤثرترین بازوی حمایت اجتماعی بوده‌اند.

اما شاید مهم‌ترین کارکرد سلام محله، توانمندسازی باشد. توانمندسازی تنها به معنای آموزش مهارت نیست، بلکه به معنای افزایش احساس کنترل بر زندگی، تقویت اعتماد به‌ نفس جمعی و مشارکت در تصمیم‌ سازی است. وقتی مردم در حل مسائل محله خود نقش دارند، از دریافت‌ کننده خدمت به کنشگر اجتماعی تبدیل می‌شوند و این تغییر نقش، پایه شکل‌گیری سرمایه اجتماعی پایدار است.

در نهایت باید گفت: سلام محله صرفه‌جویی در آینده است.سرمایه‌گذاری در پیشگیری اجتماع‌ محور، کاهش چندین برابر هزینه‌های درمانی، قضایی و حمایتی را در پی دارد.

اگر آسیب‌های اجتماعی را به منزله بیماری‌ های مزمن جامعه بدانیم، *سلام محله* واکسن پیشگیرانه آن است؛ واکسنی که در مدرسه، مسجد، کانون فرهنگی و جمع‌های محلی تزریق می‌شود، نه در دادگاه و زندان.

سلام محله یعنی
 بازگرداندن قدرت جامعه به خود جامعه.

 تبدیل دولت مداخله‌گر به دولت توانمندساز.

ساختن امنیت اجتماعی نرم از دل اعتماد، مشارکت و همبستگی.

مسیری که می‌تواند آینده‌ای با آسیب کمتر، بحران‌های مهار پذیرتر و جامعه‌ای توانمندتر برای ایران رقم بزند.
 

کد خبر 171026

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =